تبليغاتX
بلند ترین صدای دنیا - و مداد ......
 
بلند ترین صدای دنیا
 
 
گنج نامه
 
مي شيني قانون واسه من مينويسي كه چي ؟خيلي رو داري ها!دراز بد قواره ....

نسخه ميپيچي واسه من ؟آخه من چي بگم به تو هان؟تو ...با اون كله زشت

 كشيدت ..

فكر كردي كي هستي؟همه رو اسمت  قسم ميخورن ..واقعا امر بهت مشتبه شده؟

بي ريخت داغون .نذار جلو همه بگم سرتو ميكني تو اون آخور و ...خدايا !نميخوام بگم

به همه مجبورم نكن.مجبورم نكن بچه پر رو .خودت خواستي ها!سرتو ميكني تو اون

آخور .معلوم نيست چي نشخوار ميكني ..هي سرتو ميمالي به تن و بدن اين !!!!!!.

(مرد مدادش را پرت كرد آن طرف اتاق ،كاغذ را مچاله كردوبعد ...با عصبانيت از اتاق

بيرون رفت)

پ.ن:مثل اینکه خیلی مبهم بوده ....منظور از آخور همون تراش جان خودمونه ..

منظور از این  تو خط یکی مونده به آخر کاغذه و منظور از کله متن هم  که کاملا

معلومه دیگه بچه ها گیر ندین!

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:46  توسط مسالینا  | 
 
  بالا